نیایش عزيزمنیایش عزيزم، تا این لحظه: 16 سال و 8 ماه و 18 روز سن داره

کتاب آفرینش نیایش

از زبان مامان

گاه باید کودکی بود که بی خیال از دیگران برای بهانه های شکلاتی می زند زیر گریه... من بزرگ شده ام آنقدر بزرگ که دلم سادگی کودکی هایم را می خواهد که دلم بهانه های کوچک را می خواهد . . . ای کاش تمام عمر کودک بودم...  
20 مهر 1390

نامه چارلی چاپلین به دخترش

ژرالدین دخترم: اینجا شب است? یک شب نوئل در قلعه کوچک من همه سپاهیان بی سلاح خفته اند. نه برادر و نه خواهر تو و حتی مادرت ، بزحمت توانستم بی اینکه این پرندگان خفته را بیدار کنم ، خودم را به این اتاق کوچک نیمه روشن? به این اتاق انتظار پیش از مرگ برسانم . من از تولیسدورم، خیلی دور...... اما چشمانم کور باد ،اگر یک لحظه تصویر تو را از چشمان من دور کنند. تصویر تو آنجا روی میز هست . تصویر تو اینجا روی قلب من نیز هست. اما تو کجایی؟ آنجا در پاریس افسونگر بر روی آن صحنه پر شکوه "شانزلیزه" میرقصی . این را میدانم و چنانست که گویی در این سکوت شبانگاهی ? آهنگ قدمهایت را می شنوم و در این ظلمات زمستانی? برق ستارگان چشمانت را می بینم. شنیده ام نقش تو در ن...
20 مهر 1390

یا ضامن آهو

دوست دارم نگات کنم تو هم منو نگاه کنی من تو رو صدا کنم تو هم منو صدا کنی قربون صفات برم از راه دوری اومدم جای دوری نمی ره اگه به من نگاه کنی دل من زندونیه تویی که تنها می تونی قفس رو وا کنی و پرنده رو رها کنی میشه کنج حرمت گوشه قلب من باشه میشه قلب منو مثل گنبدت طلا کنی تو غریبی و منم غریبم اما چی میشه این دل غریبه رو با خودت آشنا کنی دوست دارم تو ایوون مقصورت از صبح تا غروب من با تو صفا کنم تو هم منو دعا کنی دلمو گره زدم به پنجرت دارم می رم دوست دارم تا من میام زود گره ها رو وا کنی دوست دارم که از حالا تا صبح محشر همیشه من رضا رضا بگم تو هم منو رضا کنی حسرت زیارت جد تو مونده بر دلم چی میشه اگه منو راهی ...
16 مهر 1390

روز کودک مبارک

مادر بودن ناگهان آدم را ارزشمند می کند. ارزشی که هیچ چیز نمی تواند به آدم بدهد. همین که می بینی فرشته کوچک معصومی هست که تو (همین تو آدمی که هیچ ارزش خاصی نداشته ای) منبع آرامشش هستی و وقتی می بینی آغوشت می تواند تپش قلب این امانت خدا را آرام کند...احساس میکنی ارزشمندی. این روزها با خودم میگویم «خوب شد نیایش هست. این طوری احساس نمی کنم خدا وقتش را برای آفرینش من تلف کرده! لااقل به یک دردی خوردم.»   روزت مبارک کودکم . امیدوارم همیشه حال و هوای شاد دوران کودکی همراهت باشه ..... ...
16 مهر 1390

عشق در شهر

ما آدم‌های شهری برای عشق خوب نیستیم. خوبیم برای پول درآوردن، برای ایده‌های نو، برای کارهای غیر عادی، برای عادت‌های تکراری، برای تحمل بدترین شرایط زندگی، برای سرعت، برای فقر دائمی، برای ثروت‌های ناگهانی و برای خیلی چیزهای دیگر، اما برای عشق، نه. سینه‌های تنگ ما برای عشق‌های بزرگ خیلی خیلی کوچکند. برای عشق‌های واقعی. برای عشق‌های بی‌حساب، بی معامله، بی اندازه. برای چشم‌های نیایش، وقتی ناگهان دست از شیر خوردن می‌کشد، سرش را عقب می‌دهد، توی چشم‌هایم زل می‌زند، و می‌خندد. سینه‌ام تنگ است برای عشق بزرگ این لحظه کوچک. ...
12 مهر 1390

تولدم مبارک

٩ مهر هم تولد خودم بود که گذشت ..... نیایش گلم با این آهنگ از اول تا آخر نانای کرد . البته خودم براش می خوندم :   تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک اشک شادی شمع رو نگاه کن که داره میچکه چیکه چیکه کام همه رو بیا شیرین کن  بیا کیک رو ببر تیکه تیکه همه جمع شده اند دور تو امشب گل بوسه میدن که بچینی در جشن تولدت عزیزم  همه انگشترن تو نگینی ..........
11 مهر 1390

خوشحالم

سلام مامان جون . بالاخره امروز مشکلم حل شد و تونستم وارد نی نی وبلاگ بشم . وای نمیدونی چقدر خوشحالم . از روز 23 شهریور کامپیوترم مشکل داشت . دیگه کلافه شده بودم . اما امروز خیلی خوشحالم ........... خوب مامانی منو ببخش که نتونستم اون طوری که شایسته دختر بودنته برات جشن روز دختر بگیرم . فعلا این رو ازم قبول کن تا بعد .....   برای دختر گلم یه آسمون عشق میارم برای ناز اون چشاش سخاوت هدیه میارم یک دل پر امید و مهر ، هدیه من به دخترم     میشه اسم پاکتو رو دل خدا نوشت میشه با تو پر کشید توی راه سرنوشت میشه با عطر تنت تا خود خدا رسید میشه چشم نازتو روتن گلها کشید       &...
11 مهر 1390